سفارش تبليغ

دنياي سبز

آنکه مجادله اش فراوان شود، از اشتباه ايمن نماند . [امام علي عليه السلام]

دنياي سبز



 RSS 
خانه
شناسنامه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک

:: کل بازديدها ::
3438

:: بازديد امروز ::
0

:: بازديد ديروز ::
4

:: پيوندهاي روزانه ::


:: اوقات شرعي ::

:: درباره من ::

دنياي سبز
فاطمه[8]
دوستدار طبيعت ، آثار باستاني و تفريحات سالم

:: لينک به وبلاگ ::

دنياي سبز

:: لينک دوستان من ::

:: لوگوي دوستان من ::




:: موسيقي وبلاگ ::

:: موسيقي وبلاگ ::

يــــاهـو

:: اشتراک ::

 

:: جستجوي مطالب ::


السلام عليک يا بنت نبي (س) 5/4/1387 ساعت: 1:32 عصر
 


 


لطفي از لطفهاي دوخت پيامبر:
برايم طلب خير و برکت کنيد
حضرت زهرا(س) مانند پدر بزرگوارش به مردم محبّت مي کرد و به آن ها احترام مي گذاشت و براي سلام کردن پيش قدم مي شد.
يک بار يک نفر نزد ايشان رفت. حضرت زهرا(س) قبل از او سلام کرد و فرمود: «کارت چيست؟»
مرد گفت:«آمده ام تا برايم طلب خير و برکت بکنيد.»
حضرت فرمود:«پدرم فرموده است هر کس سه بار نزد من يا ايشان بيايد و به ما سلام کند، خدا بهشت را بر او واجب مي کند.»

مرد گفت:«پس از فوت شما تکليف چيست؟»
ايشان فرمود:«پس از فوت ما هم تکليف همان است که گفتم.»
مرد خوشحال شد و لبخندزنان از فاطمه(س) خداحافظي کرد و رفت.
                                                                                                    برگرفته از کتاب بانوي صبر و عبادت


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

هنر دست 3 24/3/1387 ساعت: 6:38 عصر
 

گلابتون:


 










 




هنر- صنعت گلابتون سازي جزء آن دسته از هنرهايي است که در ايران سابقه چند هزار ساله دارد. تاريخ اين هنر به دوران ساسانيان و حتي پيش از آن باز مي گردد. در عصر صفوي هنر گلابتون مانند بسياري از هنرهاي ديگر از رونق فراوان برخوردار بود و طرفداران بسيار داشت. در دوران معاصر اين هنر بسيار ارزشمند و شکيل از رونق گذشته برخوردار نيست. از آن همه کارگاه هاي گلابتون سازي خبري نيست و تنها کارگاه دائم اين رشته در موزه هنرهاي تزئيني اصفهان مشغول به کار است.


گلابتون نخي است ابريشمين که با طلا و نقره روکش شده است اين نخ در مرکز از ابريشم مي باشد که توسط يک نوار باريک به ضخامت5/1 صدم ميليمتر از جنس طلا و نقره با روکش طلا به صورت مارپيچ وار و بسيار منظم روکش شده است.


نخ گلابتون به همراه نخ ابريشم به عنوان پود در بافت پارچه هاي زربفت به کار مي رود. همچنين از گلابتون در يراق بافي، گلابتون دوزي و ساير دوخت هاي تزئيني استفاده مي کنند.


مراحل اصلي کار گلابتون سازي عبارتند از:


1-   عيار کردن 2- آماده سازي طلا 3- تميز کردن شمش استوانه اي نقره 4- چسباندن طلا بر روي نقره 5- آهنگري 6- حديده کشي 7- کوبيدن و نوار کردن مفتول 8- توليد گلابتون.


 و ابزارهاي اصلي اين کار عبارتند از:


1-     کوره وبوته جهت ذوب نقره 2- ريچه جهت قالبگيري 3- انواع حديده 4- چکش و سندان 5- سوهان 6- انواع انبر.


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

هنر دست 2 24/3/1387 ساعت: 6:21 عصر
 

 ميناکاري:





ميناکاري شامل استفاده از انواع لعاب هاي معدني براي رويه آرائي و تزئين قطعات و ظروف فلزي است. اغلب زير ساخت يک کار مينا از جنس مس يا به ندرت از برنج است در برخي موارد براي ساخت زيور آلات ميناکاري شده، اين کار را بر روي طلا نيز انجام مي دهند. يک زير ساخت مسي در مرحله آماده سازي سه بار به وسيله لعاب کائولين پوشيده و در کوره پخته مي شود تا لعاب کاملاً سفيد و يک نواختي به دست آيد، سپس بر روي اين زمينه بوم شده شروع به نقاشي با رنگهاي دست ساز مي نمايند. ترکيب رنگ مينا اغلب از اکسيد فلزات مختلف به همراه يک نوع بست مخصوص مي باشد. پس از نقاشي، اثر مينا در کوره پخته مي شود که بسته به نوع رنگ، درجه حرارت کوره تنظيم مي گردد تا رنگ مورد نظر به دست آمده و در ضمن لعاب مينا نسوزد. در قديم رنگهايي که در صنعت مينا سازي مورد استفاده قرار مي گرفتند مانند رنگهاي قلمکار، گياهي يا معدني بوده است اما در حال حاضر براي نقاشي ظروف و ساير اشياء مينايي از رنگهاي شيميايي استفاده مي شوند.


ميناکاران براي تهيه رنگ قرمز از اکسيد طلا، رنگ سبز و آبي از اکسيد مس و رنگ زرد از گل ماشي استفاده مي کنند از عصر صفويه تا کنون طرح هاي اسليمي و گل هاي ختائي به وفور در کارهاي مينا استفاده شده اما امروزه طرحهاي مينياتور نيز به شيوه مينا رواج يافته و استفاده مي شود. از نظر زير ساخت در کار مينا تنوع بسيار وجود دارد و به صورت ها و براي کاربردهاي متفاوت اشياء، تابلوها و پلاک هاي مينا توليد مي شود. ميناکاري از جمله هنرهاي منحصر به هنرمندان اصفهان مي باشد که البته با تلفيق هنر مينا با ساير رشته ها مانند طلاکاري، خاتم کاري محصولات متنوعي را ارائه مي کنند.


 


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

هنر دست 1 24/3/1387 ساعت: 6:2 عصر
 

قلمزني:


 










هنر قلمزني در اصل نقر و حکاکي نقوش بر اشياء فلزي است. اين هنر از دورة هخامنشي در اصفهان رواج کامل داشته ولي اوج آن در زمان صفوي بوده است؛ و اشياء قلمزده قديمي از دورانهاي مختلف زينت بخش موزه ها و مجموعه هاي خصوصي است.


ابزار کار هنرمند قلمزن تعدادي قلم فولادي با سطوح مقطع متنوع و چکش با وزن هاي مختلف است قلمزني به صورت زنجيره اي کار مي شود مثل:گروه سازنده، چرخ کارها،پرده کارها وغيره...  در حال حاضر اصفهان مرکز و قلب اين هنر در ايران است. شيوه کار قلمزني به اين صورت است که ابتدا پشت يا داخل ظرف يا صفحه فلزي مورد نظر را قيرريزي کرده و پس از آن بوسيله ضربات چکش و قلم مخصوص کار قلمزني را انجام مي دهند؛ قير را درزمان قديم با خاکستر مخلوط مي شده ولي حالا که خاکستر نيست با کچ مخلوط مي کنند. در پايان با حرارت دادن ظرف مورد نظر قير را از کار قلمزني جدا مي کنند در قلمزني روي فلز سه روش عمده براي کار وجود دارد اول قلمزني ريز در اصطلاح سياه قلم و دوم قلمزني برجسته در اصطلاح جنده کاري و مشبک. اين سه شيوه که هم از نظر روش کار و ابزار مورد استفاده و هم از نظر ضخامت ورق فلزي به کار رفته تفاوتهائي دارند.


طرح هاي مورد استفاده در شيوه ريز اغلب طرح هاي اسليمي، صورت، تصاوير مينياتور است که به شيوه پرداز و سياه قلم ساخت و ساز مي شوند. در شيوه قلمزني برجسته طرح ها اغلب گل و مرغ، ابنيه، خط و حديث و طرح هاي کم ساخت و سازتر است در عوض دراين شيوه کار قسمت هاي مورد نظر هنرمند براي دادن عمق و بعد برجسته مي شوند ولي در شيوه ريز به وسيله سايه و روشن هاي ايجاد شده عمق و بعد را تداعي مي نمايند. از شاخه هاي جنبي قلمزني مي توان مرصع کاري و شبکه را نام برد.


 


 


 


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

معرفي ميراث فرهنگي شهر اصفهان 21/3/1387 ساعت: 11:8 صبح
 

قسمت اول: اصفهان -  ميدان امام

ميراث فرهنگي

ميراث فرهنگي هر ملت، مظهر دانائي و هويت و فرهنگ آنها در طول تاريخ و نمايي از ذوق و سليقه ي مردم در هر عصر و دوران مي باشد. اما نکته مهمتر، نگهداري و پاسداري صحيح از آن ميراث است تا به نسلهاي آينده منتقل شود و بر کسي پوشيده نيست، اين ميراث نه فقط ارزش والايي در انتقال فرهنگ به نسلهاي بعدي دارد، بلکه بدون شک، نگهداري و تبليغ مناسب ميراث فرهنگي باعث جذب توريست چه داخلي و خارجي و در نهايت رونق مالي شهرهايي است که داراي آن ميراث باشند و اين نکته اي است که در بررسي شهرهاي سنتي به وضوح قابل مشاهده است. شهرهايي مانند اصفهان، يزد، شيراز و حتي روستاهايي مثل ابيانه و ماسوله، بخاطر اين موضوعات، سالانه هزاران گردشگر داخلي و خارجي را به خود جذب مي کنند. و اين غير از تاثيري که بر رونق اقتصادي آن منطفه دارد، باعث انتقال فرهنگها بين بازديد کنندگان و بازديد شوندگان مي شود. مسلما، هر منطقه اي که بيشتر در نگهداري اين ميراث تلاش کند، ثمره بيشتري از اين موضوع خواهد برد. سرمايه گذاري در جهت گردشگري، بارها در نقاط مختلف جهان، نتيجه خود را نشان داده است و امروزه يکي از پر سود ترين تجارتهاي جهان است.
ميراث فرهنگي شامل آثار تاريخي و باستاني، ميراث طبيعي و ميراث معنوي بيانگر ارزشهاي حاکم بر سرزمين ايران است و بخشي از آن که بعنوان صنايع دستي مطرح است با توجه به اهميتي که سوغاتي براي گردشگران  بعنوان نشانه اي از حضور در يک منطقه باستاني دارد، اهميت استراتژيک آن قابل درک است در کنار نقش مهمي که در ايجاد اشتغال و پر کردن اوقات بيکاري فصلي روستاييان ايفا مي کند.
صنايع دستي به عنوان بخشي از ميراث معنوي، تبلور تعامل فرهنگ و محيط طبيعي و تجلي ذوق و خرد و خلاقيت و دانش و نوآوري محسوب ميشود که نيازمند حمايت، حفاظت و ارج گذاري است. ملتي شايسته احترام و جاودانگي در طول تاريخ است که ارزشهاي مادي و معنوي خود را پاس بدارد.
اصفهان کجاست:
 کمي پايين تر از مرکز ايران، شهري قرار دارد که در طول تاريخ، نامهاي فراواني گرفته و مدتي نيز پايتخت سلسله صفويه و مرکز علم و دانش ايران و مذهب تشيع بوده است. با وجود اقليم بياباني اين شهر، اولين نکته اي که در اولين نگاه از اين شهر به ذهن متبادر مي شود، سرسبزي و خوش آب و هوايي آن است. به گواهي آنچه از تاريخ برجاي مانده است، کانالهاي آبي که در سراسر اين شهر وجود دارد، باعث گسترش باغها شده است و اين کانالها، حکايت از روحاني بزرگ تشيع، شيخ بهايي دارد که با درايت خويش توانست اين شهر را آباد کند.
ميدان نقش جهان:      نقش جهانِ نصف جهان


نام اصفهان همواره با تصوير ميدان امام يعني قلب تپنده اين شهر زيبا به عنوان اصلي ترين خاستگاه  هنرهاي سنتي و صنايع دستي ايران زمين در ذهن متبادر مي شود. طراوت و شادابي بازار سنتي اصفهان که در اين ميدان و اطراف آن واقع شده است به ويژه مغازه ها و حجره هاي حاشيه ميدان به دليل آثار ارزنده و جذاب صنايع دستي اصيل، بومي و با هويت ايراني موجود در ويترين اين مغازه ها ست. اين تصويري است که از ديدار اين ميدان به ذهن هر گردشگري مي ماند: مجموعه اي به ياد ماندني از کاشيهاي خوشرنگ فيروزه اي مسجد امام، ايوان با وقار کاخ عالي قاپو و گنبد نفسگير و بي نظير مسجد شيخ لطف الله  است و حجره هايي مملو از آثار هنري و کارگاههايي که هنرمندان داخل آن مشغول صناعت و هنروري مي باشند. اين تصويري کامل اين ميدان است که ياد آوري تک تک لحظات آن براي هر گردشگري بعد از بازگشت به وطن، مدتها وقت خودش و اطرفيانش را پر خواهد کرد.


صنايع دستي اصفهان:


استان اصفهان از نظر توليد صنايع دستي سهم عمده اي دارد. در اين استان بيش از بيست رشته صنايع دستي رواج دارد که طبق آمار سال 1386،58375 کارگاه را تحت پوشش قرار داده و براي 220020 نفر شغل ايجاد کرده است. 
مهمترين صنايع دستي اين استان عبارتنداز: قالي و قاليچه، سفال، سراميک، کاشي، مينياتور، منبّت کاري، چاپ، قلم کاري، معرقّ روي چوب و کاشي، خاتم کاري، تذهيب، قلم زني، مخمل بافي، عبابافي، زري بافي، گليم بافي، شعربافي، گلابتون، ميناکاري و... هستند؛ که از اين پس قصد معرفي هر کدام از آنها را به طور مختصر دارم.


 


 


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

دوست داران شاهنامه 26/2/1387 ساعت: 8:7 صبح
 

به راستي که اين يک حق است. حقي که ما به گردن او داريم . آن بزرگوار، با نامي آشنا، با نامي کهنه اما جاودانه آن بزرگوار که براي هميشه اين حق زنده نگه داشتن يادش را به گردن ما گذاشت و رفت، رفت تا دوباره براي کشورش زنده بماند و ملتي را براي هميشه سربلند نگه دارد. واقعاً او چه کرد؟ که اينگونه ماند؟


در بين همين مردم که هميشه با نامش زندگي مي کنند.  پس بياييد همه و همه جا و هميشه با او باشيم. زنده ياد ابوالقاسم فردوسي که مي گفت:


                                        


                                         سخن نرم


سخن چـون بـرابـر شـود بـا خـرد             روانِ ســــراينــده رامــش بــرد


کسـي را کـه انديشـه ناخُوش بـود             بـدان نـاخوشـي راي او کَـش بـود


همـــي خويشتـن را چـليـپـا کنـد            بـه پيـش خــردمنـد رســـوا کنـد


وليـکن نبينـد کـس آهوي خـويش           تو را روشن آيد همـي خوي خويش


چـو دانـا پسنـدد پسنـديده گشـت            بجوي تـو در آب چون ديده گشـت


تـو چندان کهباشي سخنگوي باش            خـردمند باش و جهـان جـوي باش


چــو رفتـي سرو کار بـا ايـزدَسـت            اگـر نيـک با شـدت کـار ار بدَسـت


نگـر تـا چـه کاري همـان بـِدرَوي             سخن هـر چه گويي همـان بشنوي


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

آشتي 30/8/1386 ساعت: 6:59 صبح
 

چه زيبا گفته مولانا:



        آشــتي
                                کـه تـا نـاگـه ز يکـديـگر نما نـيـم
                             سگـــي بگـذر،ماهـم مردما نـيــم
                           غرضـهـا را چـرا از دل نرا نــيــم
گهي خوشــدل شوي از مـن که ميرم                          چرا مـرده پرست وخصـم جا نـيـم
چو بَعدِ مـرگ خواهي آشتــــي کرد                            همه عمـر از غمت در امتـحا نـيـم
کنـون پنــدار مـُردَم،آشتـــــي کن!                              که در تسليـم ما چون مردگا نـيـم   
چو برگــورم بخواهـي بوســـه دادن                           رخم را بوسـه ده کاکنون هما نيم!
خمــش کـن مرده وار اي دل،ازيـرا                           به هستــي متـهم ما زين زبا نـيــم.


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )

عوامل موثر در اخلاق 15/4/1386 ساعت: 12:38 عصر
 

 به نام خدا
(الهم صل علي فاطمۀ و ابيها و بعليها و بنيها و الّسّر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمک)

پروردگارا صلوات بفرست بر فاطمه و بر پدر فاطمه و بر شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه و سّري که به امانت گذاشته اي در وجودش به آن تعداد که علم تو، به آن احاطه دارد.


چند چيز است که اثر عمده در اخلاق دارد:

آب وهوا، سياست، محيط، معاشرت، سختي و آساني معاش، کم و زياد بودن عده اي باسواد نسبت به جمعيت.
آب و هوا:
آب و هواي خشک با کمي گرمي، اشخاص را متحور و سريع مي کند و قوّه ي حافظه را زياد مي سازد و باعث سرعت انتقال است.
هواي مرطوب حرکت را کم و ذکاوت را هم کم مي سازد.
محيط:
اخلاق ما متأثر است از جو متفاوت خانواده ايي که در آن رشد يافته ايم فرهنگ خاص خانواده، شرايط اقتصادي موقعيت اجتماعي سطح تحصيلات و خلاصه هر آنچه وابسته است به خانه و خانواده ي ما.
سياست:
سياست استبدادي فکر را کوتاه مي کند؛ که به جاهاي دورنمي رسد و چون (اعمال) از روي قانون و اساس نيست، درنظرها تازه مي آيد و هميشه ذهن مردم متوجه پرهيز از آن چيزي است که نمي دانند که چيست، بنابراين ترسناک مي شوند و متفکر و محدود مي شوند و خود را فقير جلوه مي دهند و از شرکت و اتحاد اجتناب مي ورزند.
سياست قانون سبب اطمينان خاطر مي شود، جهت کارهاي بزرگ به يکديگر معاونت و کمک مي دهند، فکرهاي آزاد را به کارهاي روشن پرمنفعت متوجه مي سازند.
معاشرت:
معاشرت زياد با اشخاص مختلف، وسايل زندگاني سهل را ياد مي دهد، اسباب تجمل و شکوه موهوم اشخاص متنفذ را در چشم ها کوچک مي سازد.
کمي معاشرت شخص را به وضع زندگي هر قدر پست باشد قانع مي کند. مختصر اسباب بزرگي موهومي، در نظرش خيلي با جلوه ظهور مي کند.
معاش ساده ي بي تکلف، شخص را آسايش طلب مي کند، زندگاني با کلفت، اشخاص را وادار مي کند به اقدام امور مهم .
کم و زياد بودن عده ي باسواد نسبت به جمعيت:
عده اي باسواد اگر نسبت به جمعيت کافي باشد، به مجاورت يکديگر همه صاحب دماغ روشن مي شوند و در مقام کشف حقايق و اکتشافات برمي آيند.
عده ي با سواد اگر کم باشد همه حيران مي شوند، چون جمعيتي که در تاريکي واقع باشند، همين که يک نفر جلو افتاد، قهراً تابع او مي گردند. و مرض تقليد و متابعت به طور مهلک آنها را فرو مي گيرد، و به حدي که محض متابعت پيشوا، منکر محسوسات و معتقد به موهومات مي گردند.


 


نوشته شده توسط: فاطمه

نوشته هاي ديگران ( )